آزمون انتخاب از بین گزینه ها
0 از 1 سوالات تکمیل شده است .
پرسش و پاسخ:
- 1
اطلاعات
در این آزمون سوال دارای پاسخ هایی آماده هست که باید از ستون دوم گزینه صحیح را برای هر سوال انتخاب کنید
در حال حاضر آزمون را تکمیل کرده اید . شما نمیتوانید دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است
شما برای اجرای آزمون باید عضو شده باشید یا وارد پنل کاربری شوید
شما برای شروع این آزمون باید آزمون های مشخص شده را تکمیل نمائید :
" آزمون انتخاب از بین گزینه ها " سپاس از اینکه تا پایان با ما همراه بودید
شما به 0 سوال از 1 سوال بدرستی جواب دادید
وقت شما:
زمان سپری شده است
امتیاز نهایی شما : 0
پاسخ داده شده : 0
تعداد سوالات صحیح : 0 مورد و امتیاز دریافتی 0
تعداد سوالات غلط : 0 مورد و امتیاز دریافتی 0
-
دسته بندی نشده
پاسخ های انتخابی : 0
تعداد سوالات صحیح: 0 و امتیاز شما 0
تعداد سوالات غلط : 0 و نمره منفی 0
- 1
- پاسخ داده شده
- مرور
-
سوال 1 از 1
1. سوال

داستان خانه ای با پنجره های طلایی
پسر کوچکی در مزرعه ای دور دست زندگی می کرد هر روز صبح قبل از طلوع خورشید از خواب برمی خواست وتا شب به کارهای سخت روزانه مشغول بود
هم زمان با طلوع خورشید از نردها بالا می رفت تا کمی استراحت کند در دور دست ها خانه ای با پنجرهایی طلایی همواره نظرش را جلب می کرد و با خود فکر می کرد
چقدر زندگی در آن خانه با آن وسایل شیک و مدرنی که باید داشته باشد لذت بخش و عالی خواهد بود .
با خود می گفت : ” اگر آنها قادرند پنجره های خود را از طلا بسازند پس سایر اسباب خانه حتما بسیار عالی خواهد بود . بالاخره یک روز به آنجا می روم و از نزدیک آن را می بینم “…..
یک روز پدر به پسرش گفت به جای او کارها را انجام می دهد و او می تواند در خانه بماند . پسر هم که فرصت را مناسب دید غذایی برداشت و به طرف آن خانه و پنجره های طلایی رهسپار شد.
راه بسیار طولانی تر از آن بود که تصورش را می کرد . بعد از ظهر بود که به آن جا رسید و با نزدیک شدن به خانه متوجه شد که از پنجره های طلایی خبری نیست و در عوض خانه ای رنگ و رو رفته و با نرده های شکسته دید.
به سمت در قدیمی رفت و آن را به صدا در آورد . پسر بچه ای هم سن خودش در را گشود . سوال کرد که آیا او خانه پنجره طلایی را دیده است یا خیر ؟
پسرک پاسخ مثبت داد و او را به سمت ایوان برد . در حالی که آنجا می نشستند نگاهی به عقب انداختند و در انتهای همان مسیری که طی کرده بود و هم زمان با غروب آفتاب , خانه خودشان را دید که با پنجره های طلایی می درخشید.
گزینه صحیح را با توجه به توضیح آن از لیست پاسخ ها انتخاب کنید✕مرتب سازی عناصر
- سایر اسباب خانه حتما بسیار عالی خواهد بود
- کمی استراحت کند
- پسر بچه ای هم سن خودش در را گشود
- از پنجره های طلایی خبری نیست
-
پسر می گفت : اگر آنها قادرند پنجره های خود را از طلا بسازند پس
-
هم زمان با طلوع خورشید از نردها بالا می رفت تا
-
به سمت در قدیمی رفت و آن را به صدا در آورد چه کسی در را باز کرد ؟
-
پسر که به آن جا رسید و با نزدیک شدن به خانه متوجه شد که
صحیح
غلط
بدون تاثیر
راهنمای سوال را بررسی کنید !
با مطالعه این داستان براحتی میتوانید پاسخ صحیح را انتخاب کنید .
